تحلیل طراحی و معماری مجتمع مسکونی پایدار با تاکید بر روان شناسی محیطی از بعد حس تعلق به مکان (مطالعه موردی: برج های آسمان تبریز)

نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد گروه معماری، واحد اسکو، دانشگاه آزاد اسلامی، اسکو، ایران

2 استادیار گروه معماری، دانشگاه آزاداسلامی، واحد اسکو؛ اسکو، ایران

3 استادیار گروه شهرسازی و معماری، عضوباشگاه، نخبگان و پژوهشگران جوان، دانشگاه آزاداسلامی، واحد تبریز؛ تبریز، ایران

10.30479/at.2020.11262.1278

چکیده

بیان مساله: پژوه ش­حاضر در رابطه با تحل یل­طراحی مجتم ع­مسکونی ­پایدار با تاکید بر ‌‌‌روان‌شناسی ­محیطی از بعد حس ­تعلق به­ مکان در شهرتبریز می‌باشد. به ­علت­تجمیع­ کاربران در سطحی محدود و بهره‌گیری قابل­ توجه از منابع­ انرژی در ساختمان‌های­ بلند، لازم­ است تا رویکرد پایداری در فرآیند­ طراحی و مرحله بهره‌‌برداری مورد توجه ­قرار گیرد. پیشرفت و توسعه ­فناوری و تخصصی‌‌‌تر شدن علوم ­مختلف هم­ چون معماری در کنار مسایل­ مربوط به روان­شناسی­ محیطی از جمله عواملی هستند که بر آسایش و آرامش انسان­ تاثیر می‌گذارند. همچنین­ رشد سریع­ شهرها، افزایش بی­رویه ­جمعیت ­شهری و درپی­ آن ایجاد مسکن در قالب مجتمع‌های­ مسکونی و رشد ناهنجار کالبدی، به­ علاوه نگاه کمی‌گرایانه به عناصر کالبدی، پیامدهایی نظیر از دست رفتن­ مکان، بیگانگی­ انسان با مکان و در نهایت کاهش حس­ تعلق به ­مکان را درپی داشته­است. لذا با توجه ­به این­که محیط، یکی از عوامل­ موثر در ایجاد حس­ مکان و احساس ­تعلق کاربران است؛ ضرورت انجام ­مطالعات گسترده در باب ­شناسایی عناصر حس­مکان در ابعاد کمی و کیفی جامعه احساس ­می‌شود.
سوال تحقیق: سؤال اصلی­ تحقیق این ­است­ که آیا طراحی مجتمع­ مسکونی با رویکرد ‌‌‌روان‌شناسی ­محیطی از بعد حس ­تعلق به ­مکان به ­پایداری مجتمع‌های­ مسکونی منجر خواهد شد؟
هدف تحقیق: هدف اصلی­ تحقیق پیش رو تحلیل­ طراحی مجتمع­ مسکونی ­پایدار با تاکید بر ‌‌‌روان‌شناسی­ محیطی از بعد حس ­تعلق به­ مکان در شهرتبریز می‌باشد.
روش­ تحقیق: روش تحقیق ­حاضر به ­صورت ­توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر پیمایشی ­می‌باشد. جامعه‌ ­آماری شامل تمامی ­ساکنین برج‌های­ آسمان شهرتبریز می‌باشد، که حدود 2612 نفر می‌باشد و حجم نمونه 355 نفر از ساکنین برج ­آسمان شهرتبریز می‌باشد که از روش­کوکران به دست­ آمد. در تحلیل­ داده‌ها از نرم ­افزار SPSS استفاده گردیده­ است برای پایایی ­سؤالات از آلفای­ کرونباخ استفاده گردید، که پایایی ­سؤالات برابر 0/885 شد. برای نرمال ­بودن متغیرها هم ­از آزمون­ کولموگروف- اسمیرنوف (K-S) و در ادامه از ضریب ­هبستگی­ پیرسون استفاده شد.
مهم ­ترین یافته­ ها و نتیجه­ گیری تحقیق: براساس نتایج حاصل از تحقیقات ­کتابخانه‌ای و با توجه ­به اطلاعات ­گردآوری شده با استفاده از تکنیک­ پرسشنامه و تجزیه و تحلیل­ آن‌ها، مشخص­ گردید میان طراحی ­مجتمع­ مسکونی­ پایدار با روان­شناسی­ محیطی و حس ­تعلق به مکان رابطه‌ ­معناداری وجود دارد. 

چکیده تصویری

تحلیل طراحی و معماری مجتمع مسکونی پایدار با تاکید بر روان شناسی محیطی از بعد حس تعلق به مکان (مطالعه موردی: برج های آسمان تبریز)

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Design and Architecture Analysis of Sustainable Residential Complex with Emphasis on Environmental Psychology from the Sensibility of Place (Case Study: Tabriz Aseman Towers)

نویسندگان [English]

  • Ahmad Mirzamohammadi 1
  • Shohreh Bagherzadeh Kasiri 2
  • Ali Zeynaly Azim 3
1 M.Sc. Student of Architecture, Eskou Branch, Islamic Azad University, Eskou,, Iran
2 Assistant Professor of Architecture, Islamic Azad University of Oskou; Oskou, Iran.
3 Assistant Professor in Urban Planning and Architecture Young Researchers and Elite Club, Tabriz Branch, Islamic Azad University, Tabriz, Iran.
چکیده [English]

Due to the accumulation of users at a limited level and the significant use of energy resources in tall buildings, it is necessary to consider the sustainability approach in the design process and operation stage. The development of technology and the specialization of various sciences such as architecture along with issues related to environmental psychology are among the factors that affect human comfort and tranquility, as well as the rapid growth of cities, increasing urban population and subsequent housing construction in the form of Residential complexes and poor physical and heterogeneous physical development, as well as a quantitative view of physical elements, have had consequences such as loss of space, alienation of man from space, and ultimately reduced sense of place. Therefore, considering that the environment is one of the effective factors in creating a sense of place and a sense of belonging to users, it is necessary to conduct extensive studies to identify elements of sense of place in quantitative and qualitative dimensions of society. The main question of the research is whether the design of a residential complex with an environmental psychology approach will lead to the sustainability of residential complexes in terms of a sense of belonging to the place? Objective: The main purpose of the research is to analyze the design of a sustainable residential complex with an emphasis on environmental psychology in terms of the sense of belonging to a place in the city of Tabriz.
The present research method is descriptive-analytical and survey-based. The statistical population includes all the inhabitants of the sky towers of Tabriz, which is about 2612 people. The sample size is 355 inhabitants of Tabriz Sky Tower, which was obtained by Cochran's method. SPSS software has been used in data analysis. Cronbach's alpha was used to confirm the reliability of the questions, which was 0.885. For the variability of the variables, the Kolmogorov-Smirnov test (K-S) was used, and then Pearson correlation coefficient was used. Results: Based on the results of library research and based on the information collected using the questionnaire technique and their analysis, it was found that there is a significant relationship between the design of a sustainable residential complex with environmental psychology and the sense of belonging to the place. Conclusion: It turned out that paying attention to the factors in the design of housing with the background of environmental psychology in shaping the living space, after its formation, has a significant effect on improving the sense of belonging to the place. Also, there is no significant advantage between the two factors of recognizing humans with their diverse characteristics in design and recognizing humans as selective beings, in terms of belonging to the living space. In other words, one of these factors cannot be considered more effective in increasing the sense of belonging. This research can be considered as a starting point for evaluating and reviewing residential space units, open spaces of residential complexes and can be the basis for developing a design guide to improve the quality of residential space.
Based on the results of library research and with regard to the information gathered using the questionnaire technique and its analysis, the hypothesis of this study is a significant relationship between the design of the residential complex with environmental psychology and the sense of belonging to the place. . In other words, it was noted that paying attention to factors in the design of housing with the field of environmental psychology in shaping the living space after its formation has a significant effect on the sense of belonging to the place. Also, the influence of the two factors, "recognition of human beings with their diverse characteristics in design" and "recognition of humans as an inventory of choices," does not have a certain superiority over the sense of belonging to the habitat. In other words, one of these factors cannot be evaluated for increasing the sense of belonging. This research can be considered as a starting point for assessing and reviewing units of residential spaces, open spaces for residential complexes and is the basis for designing a design guide for improving the quality of residential space.

کلیدواژه‌ها [English]

  • "Residential"
  • "Complex"
  • "Psychology"
  • "Sense"
  • Belonging "
  • "Towers"
پورمحمد، محمدرضا. (1393). برنامه­ریزی مسکن، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه­ها (سمت).

ﺣﻜﻤﺖ­ﻧﻴﺎ، ﺣﺴﻦ؛ ژﻳﻨﻮس اﻧﺼﺎری. (1391). ﺑﺮﻧﺎﻣﻪرﻳﺰیﻣﺴﻜﻦ ﺷﻬﺮﻣﻴﺒﺪ ﺑﺎ روﻳﻜﺮد ﺗﻮﺳﻌﻪﭘﺎﻳﺪار. ﭘﮋوﻫﺶﻫﺎیﺟﻐﺮاﻓﻴﺎی­اﻧﺴﺎﻧﻰ 79: ٢٠٧-١٩١

حیدری، علی­اکبر؛ مطلبی، قاسم؛ نگین­تاجی، فروغ. (1393). تحلیل­بعد کالبدی­حس­تعلق به مکان در خانه‌های­سنتی و مجتمع‌های­مسکونی­امروزی. نشریه­هنرهای زیبا-معماری و شهرسازی، 19 (3) : 75-86.

خلیلیان، شاهین؛ البرزی، فریبا؛ سهیلی، جمال­الدین. (1398). تأثیر فضاهای­باز و سرپوشیده­مجتمع­های­مسکونی ­بر مؤلفه­آسایش­حرارتی­کیفیت­محیط­ با رویکرد منطق­فازی (مطالعه‌ی­موردی: مجتمع‌های­مسکونی کلان­شهر تهران. برنامه­ریزی­شهری، پژوهش و برنامه­ریزی­شهری، 10 (36) : 129-142.

خموشی، مریم؛ حمیدزاده، سهیلا. (1397). بررسی عوامل­پایداری در طراحی­مجتمع­مسکونی با هدف­زیبایی­شهر، کنفرانس­عمران، معماری و شهرسازی­کشورهای­جهان­اسلام، ایران، تبریز پایتخت­گردشگری­کشورهای اسلامی.

رﺳﺘﻢﺧﺎﻧﻲ،ﭘﺮواﻧﻪ.(1391). اﺻﻮلﻃﺮاﺣﻲ ﻓﻀﺎیﺳﺒﺰ در ﻣﺤﻴﻂﻫﺎیﻣﺴﻜﻮﻧﻲ. ﺗﻬﺮان: ﻣﺮﻛﺰ­ﺗﺤﻘﻴﻘﺎتﺳﺎﺧﺘﻤﺎن و ﻣﺴﻜﻦ.

صافیان، محمدجواد؛ ناصر، مومنی. (1389). بررسی­رابطة میان سکنی­گزیدن و فراخواندن ازنظر­هیدگر.

فرامرزی، مهسا؛ زینالی­عظیم، علی. (1397). ارزیابی­عملکرد مدیریتی­شهر تبریز پس از استقرار شورای­سلامی­شهر تبریز. فصلنامه­جغرافیا (برنامه­ریزی­منطقه ای)، 33 (1) : 445-458

محرم­نژاد؛ ناصر؛ بهمن­پور؛ هومن. (1388). بررسی اثرات­توسعه­شهری بر فضای­سبز شهرتهران و ارایه راهکارهای­مدیریتی، علوم و تکنولوژی­محیط­زیست، 43، 525.

مطلبی، قاسم. (1380). ‌‌‌روان‌شناسی­محیطی دانشی­نو در خدمت­معماری و طراحی­شهری، نشریه­هنرهای زیبا، شماره 10.

مرتضوی، شهرناز. (1380). روان­شناسی­محیط و کاربرد آن. تهران: انتشارات­دانشکده­شهید بهشتی.

مک­اندرو، فرانسیس­تی/ م. (1387). روان­شناسی­محیطی. ترجمه: غلامرضا محمودی، تهران، انتشارات­زرباف.

منصورحسینی، ندا؛ جوان­فروزنده، علی. (1397). نقش­مؤلفه‌های­کالبدی-معنایی­مکان­های­عمومی مجتمع‌های­مسکونی در حضورپذیری سالمندان (مطالعه­موردی: شهرک­اکباتان). نشریه‌‌‌‌‌ی­هویت­شهر، 12 (33): 61-74.

نمازیان، علی؛ قارونی، فاطمه. (1392). حلقه­گمشده ‌‌‌روان‌شناسی­محیط در آموزش­معماری، انجمن­علمی­معماری و شهرسازی ایران، 5: 121-131.

Abidin, N.Z. (2009). Sustainable construction in Malaysia developers’ awareness. World Academy of Science, Engineering and Technology, 53, 807-814.

Adamus, L. (2014). Environmentally friendly construction products selection based on building model data. In: Creative Construction Conference.

Altman, I. & Low, S. M. (1992). Place Attachment: A Conceptual Inquiry. Plenum Press, NewYork.

Bakar, A. H. A., Arman, A. R., Shardy, A., Awang, A.  & Peruma, V. (2010). Critical

Success factors for sustainable housing: a framework from the project. Asian Journal of Management Research, 66-80.

Barker, R. G. (1968). Ecological psychology concepts and methods for studying the environment of human behavior, Stanford, California. Stanford University press.

Cai, H. (2004). Toward Sustainable Housing: A comparative study of examples in China and Sweden. MSc Thesis, Lund University International Master’s Program in Environmental Science.

Consultants, W. A. (2001). Sustainable Construction: Company Indicator. London CIRIA C563.

Counted, V. (2016). Making Sense of Place Attachment: Towards a Holistic Understanding of People-place Relationships and Experiences. In T.R.E. Paddock and C.P Heidkamp (Eds.), Environment, Space, Place, 8(1), 7-32. Minneapolis, MN: University of Minnesota Press

Craik, K. H. (1970). Environmental psychology: In new directions in psychology 4. NewYork. Holt.

Gifford, R. (2005). Applying Social psychology to the Environment: Six Goals of Social Design. SAGE publications.

Hidalgo, M. C. & Herna´ndez, B. (2001). Place attachment: conceptual and empirical questions. Journal of Environmental Psychology, 21, 273–28

Holton, I., Glass, J. & Price, A. D. F.  (2010). managing for sustainability: findings from four company case studies in the UK precast concrete industry. Journal of Cleaner Production, 18, 152-160.

Ismail, I. S., Shamsuddin, Sh. & Bashri, S. A. (2008). an Evaluation of Residents Perception of Identity Putrajaya New Town. Journal Alam Bina, Jilid, 13, 4.

Jencks, C. (1977). The language of post-modern Architecture. London, Academy Editions.

Jiboye, A. D. (2011). Achieving sustainable housing delivery in Nigeria: a critical challenge to governance. International Journal of Humanities and Social Science, 9, 26269041.

Knox, P. & Pinch, S. (2000). Urban Social Geography: An Introduction Prentice Hall: Harlow (6th ed.). Routledge.

Kyle, G., Grefe, A., Manning, R. & Bacon, J. (2004). Effects of place the attachment on users’ perceptions of social and environmental conditions in a natural setting: Journal of Environmental Psychology, 2, 213–225.

Manoliadis, O., Tsolas, I. & Nakaou, A. (2007), Sustainable construction and drivers of change in Greece: a Delphi study. Construction Management and Economics, 24, 113-120.

Maslow, A. H. (1954). Motivation and personality. Harper and Row, NewYork

Najafi, M. & Shariff, M. (2011). The Concept of Place and Sense of Place In rchitectural Studies World Academy of Science, Engineering and Technology, 56, 1100-1106 

Relph, E. (1976). Place and placelessness. London: Pion Limited.

Robins, F. (2006). The challenge of TBL: a responsibility to whom? Business Society Rev, 111, 1-14.

Rogan, R., O’Connorb, M. & Horwitza, P. (2005). Nowhere to hide: Awareness and perceptions of environmental change, and their influence on relationships with place. Journal of Environmental Psychology, 25, 147-158.

Szekely, F. & Knirsch, M. (2005). Responsible leadership and corporate social responsibility: metrics for sustainable performance. European Management Journal, 23, 628-647.

Ujang, N. & Zakariya, K. (2015). Place Attachment and the Value of Place in the Life of the Users. Procedia - Social and Behavioral Sciences, 168, 373–380.

Watson, A. (2011). Digital buildings– Challenges and opportunities. Advanced ngineering Informatics, 25, 573–581.